تبليغاتX
حقیقت

حقیقت

آگاه باشید که کسی با مکر و فریب خود با سرنوشت شما معامله نکند

عید سعید اضحی مبارگ باد

بسم الله الرحمن الرحیم

عید میثاق ارزشهای دینی وفرهنگی

م. ح.م

عید میثاق بادوست همایش بزرگ و وحدت مسلمانان است. عید وعده گاهی است که ازقبل ها برای دیداربهم رساندن دویا چند انسان برنامه ریزی شده است. دروعدۀ موعود بسیاری از آدمها مشغلۀهای، دیگرزندگانی را رها ودرمیعاد گاه حضوربه هم میرسانند تا  به تکلیف که برعهده دارند عمل نمایند.

درروزگارکه روزمره زندگی به سرعت بسوی ماشینی شدن درحرکت است، شاید کمترمردمی به یک چنین عهدی وفا دار بمانند. اما ازآنجایی که یکنواختی وبی­انگیزه­گی این روند نیزاحساس عاطفی بشرراسرکوب وانسان را دچارسرگردانی های بی مورد می نماید ، بازهم مجال آن را فراهم می نماید که انسان به امورهم چون عید ودیگرزمینه های که به نیازهای عاطفی او پاسخ دهد را بیش ترازپیش مورد توجه قراردهد .

اگرما به ظواهر زندگانی امروزی بشربنگریم درمی یابیم که انسان ها به اموری که برای شان عواید مادی نداشته باشد کمتر می پردازند ، به نظرمی رسد که احساسات عاطفی ضعیف شده، روابط عاطفی کم رنگ وروابط دوستانه روبه افسانه شدن به پیش می رود . انسان ها به جای هنرهای چون رسامی ،خط وشعرکه مظهربرجسته عاطفه وعشق است ازخط ورسم ماشینی استفاده نموده کمتر شعرمی خوانند وبه جای اینکه همدیگررا بیبنند. از وسایل رسانه های مثل تلویزیون، رادیو ، کمپیوترومبایل استفاده می نمایند که ازیک طرف وقت وفرصت شان را صرفه جویی نمایند وازطرف دیگربزودی وراحتی تماس برقرارنموده خود راازهزینه رفتن وزحمت آن نجات دهند . این حرکت رویشی فراروی بشریت به گونۀ چشم گیری به پیش می رود . که برای جلوه های عاطفی هم ازکمپیوترومبایل استفاده می شود..

   پیش رفت این روند نیزهیج گاهی قانع کننده ورضایت بخش  نبوده انسان بعد ازتلاش های زیاد  ( جان کندن بیهوده ) یا هیج چیزی عایدش نمیشود یا هم اگرمتاع مادی که بدست می آورد با آن آرامش روحی وروانی پیدا کرده نمی تواند. وهرروز مشکلات عدیدۀ برایش بوجود می آید فرصت وتوفیق نفس کشیدن براحتی را هم کمتربدست می آورد . ازاین رواست که بازبه دنبال همان روش های قدیمی التیام درد های شان رفته ازروی نا چاری به این وآن سر زده همنفسی می طلبد تا لحظات ، ساعات ، روزیا روزهایی را با آن سپری نماید . و غم ها ودرد دلش را بجزاین دوست وهمدم انسانی اش  کسی دیگردرک کرده نمی تواند وشریک خوشی های زندگانی اونیزغیر دوست انسانی اش  کسی دیگرشده نمی تواند. این دلایل وامی دارد تا به دنبال این موضوع باشیم که چه گونه می توانیم به نوع بهتر به هم رسیده با هم گفتگونموده احساسات وعواطف انسانی خود را چگونه میان هم تقسیم نمایم وبه همدیگربگویم که دوستت دارم،بشما ارادت دارم ، شمارا قبول دارم یا به قول شاعر 

( بی همه گان بسر شود بی تو به سر نمی شود )  پس برای شنیدن وگفتن یا فهمیدن وفهماندن این مهم چه لحظه و وقت بهتر ازروزهای عید خواهد بود که براثر رسم کهن، روزی را روزخوشی خوانده وهمه گان خود را ملزم به رعایت این عهد بداند.

پس یکی ازفواید عید درکنارفواید بی شماردیگرآن همین دیدار بهم رساندنی است که می شود ازآن اکثراستفاده را نمود .درمیان اعیاد ، عید بزرگترومهم ترعید سعید اضحی است که ضمن اینکه  تعداد زیاد ازمسلمانان ها درجاجای دنیا به حضورهمدیگرمی رسند. یک مجموعۀ بزرگ از انسان های مسلمان درخانۀ خدا دراین میعاد گاه معتبرومقدس حضوربهم رسانده مهمان خالق شان نیزمی شوند ، که ازیک طرف دل های این انسان ها بهم نزدیک ومهربان می شود وازطرف دیگراین خوشی وعید رادرحضورپروردگار شان جشن می گیرند وازجهت سومی همایش بزرگ اخوت اسلامی امت واحدۀ اسلامی را بنمایش می گذارد . این مراسم خود عالم و معنای دیگری دارد که دراین مقال اندک مجال آوردنش نیست ، فقط این را یاد آوری نمایم که باید عید را جشن گرفت لباس نو پوشید وزود تر­­­­­­­­­­­نزد دوستان­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ شتافت وبااین روزعهد­­­­ و­­­­پیمان بسته کرده وعید مبارک باد گفت. بهترخواهد بود که دراین روزهای بزرگ، با دوستان که اگرشکرآزادی موجود باشد، دست دوستی درازنموده، کینه وکدورت را ازروی آئینه دل کنارزد. باید درچنین روزی دروازۀ خانۀ دل را به روی همه باز گذاشت همه را نیکو دانسته ومهمان عزیز دل نمود .

 بازآمدم چون عید نوتاقفل زندان بشکنم           وین چرخ مردم خواررا زنجیرورندان بشکنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 12:51  توسط م ح م  | 

جنایت سیاف در کابل از غصب زمین تا.... !

جنایت سیاف در کابل از غصب زمین تا..... !

استقامت اول: کوتل خيرخانه، چمتله، پغمان الی ارغندی. استقامت دوم: وزير اکبرخان، باغ بالا، خوشحال مینه، بازار کمپنی، قلعه حيدر خان الی ارغندی

اينجا را کليک کنيد و اين صفحه را به دوستان تان بفرستيد; يک منبع که نخواست نامش فاش شود، با ارسال سند زير به کابل پرس گفت که عبدالرب رسول سياف، در ادامه ی جنايت های خود، بعد از سقوط طالبان، در پرتو حمايت های کرزی و تيم همراه وی، با کمک و مشوره ی افراد تجاری خود، دست به غصب گسترده ی زمين زده است. با غصب اين زمين ها، گروه اقتصادی سياف، ساختن مارکت (بازار)، تعميرهای مجلل با قصر و باغ و...را روی دست گرفته اند. غصب اين زمين ها از دو استقامت در شهر کابل و اطراف آن صورت گرفته که کابل کاملا در محاصره قرار دارد. استقامت اول از کوتل خيرخانه آغاز و به چمتله، پغمان الی ارغندی می رسد. استقامت دوم نيز وزير اکبرخان، باغ بالا، خوشحال مینه، بازار کمپنی، قلعه حيدر خان الی ارغندی می باشد.

اين منبع همچنين گفت که در مرکز شهر کابل نيز، سياف و گروه اقتصادی وی تعميرات و زمين هايی را غصب و يا با پول بدست آورده از اين تجارت خريداری کرده است.

همچنين يک منبع ديگر در ارگ رياست جمهوری که نخواست نامش فاش شود به کابل پرس گفت که سياف از حمايت های بی دريغ حامد کرزی برخوردار است. اين منبع گفت که شکايت های زيادی از غصب اموال و دارايی های مردم به دفتر رياست جمهوری افغانستان رسيده اما تاکنون هيچ اقدامی برای مهار سياف صورت نگرفته است. اين منبع گفت که تنها در ماه مارچ 2007 نيروهای آمريکايی به خانه ی سياف در پغمان يورش بردند که علت آن بيشتر مسايل امنيتی و ارتباطات احتمالی وی با گروه القاعده بوده است. اين منبع همچنين افزود که پس از اين حادثه، شخص کرزی بارها از سياف بدليل حمله ی نيروهای آمريکايی پوزش خواسته و قول داده که چنين مواردی ديگر تکرار نشود. پس از آن سياف مجال بيشتری برای فعاليت های تجاری غير مشروع يافته است. مردم در پغمان بارها نسبت به غصب زمين هايشان و همچنين زندانی شدن وابستگانشان در زندان شخصی سياف به دفتر رييس جمهور عريضه نوشته و مقابل پارلمان مظاهره کردند اما با هر عريضه و مظاهره، تهديد ها از جانب سياف و افرادش عليه آنان بيشتر شد.

دادستان کل افغانستان جبار ثابت هيچگاه دوسيه ی های غصب توسط سياف را روی دست نگرفته و هميشه از سياف به عنوان استاد سياف، با نيکی ياد می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 16:34  توسط م ح م  | 

د حزب اسلامي افغانستان اعلامیه

د حزب اسلامي افغانستان اعلامیه



تقدیم به افراد تسلیمی و شورای اجرائیه معامله گر و سازشکار و افراد چک چکی و بیدانش حزب اسلامی افغانستان ، این حزب پرستان و رهبر پرستان ایکه فقط بنام حزب و شعار کاذب و شعار گونه گروه خویش زندگی مینمایند و شعار شان همین است که « هرکه حزبی است ، مسلمان ، مجاهد ، مبارز ، آزادیخواه و خلاصه جنتی است ؛ فقط بخاطر یکه عضو حزب اسلامی است ؛ هر جا باشد ، چه در کنار آمریکا و کرزی ( مانند ارغندیوال ، کریاب ، سباوون ، همدرد ، هلال و غیره و یا صف جهاد و مقاومت » ! ـ
لعنت خدا ( ج ) و مردم ما و تاریخ پر افتخار افغانستان عزیز بر هر وطنفروش مزدور و معاش خوران استعمارگران نوین باد ، چه حزبی ، چه جمعیتی ، سیافی ، مجددی و غیره ! ـ ویس ناصری ـ

حزب اسلامي افغانستان يو ځل بيا خپل مومن او مجاهد ولس ته اطمينان ورکوي چې د هېواد تر بشپړې آزادۍ، له ټول هېواده د ټولو اشغالگرو ځواکونو تر مکمل ايستلو او په خپلواک افغانستان کې د يوه واقعي اسلامي نظام تر قائمېدو پورې به جهاد ته ادامه ورکوي، له هغو کسانو خپل برائت اعلانوي چې دغو سپېڅلو اهدافو ته شا کوي، په نيمايي لارې کې د حزب اسلامي له جهادي کړنلارې ښي او کيڼ لوري ته کږېږي، له دښمن سره روغه جوړه کوي، آزادۍ ته تر رسېدو مخکې وسله پر زمکه ږدي، دښمن ته تسليميږي، د اشغالگرانو په لاس تپل شوي لاس پوڅي حکومت کې برخه اخلي، د صليبي اشغالگرو ځواکونو په ضد روان اسلامي جهاد ته په هغه سترگه نه گوري چې د روسي اشغالگرانو په ضد مخکني جهاد ته يې کتل. د حزب اسلامي مومن او خداى

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 9:35  توسط م ح م  | 

بلاخر حقیقت آشکار شد

نشریه وال استریت جورنال امریکا، در شماره روز چهارشنبه 26 نوامبر خود سخنان رییس جمهور حامدکرزی را مبنی بر تعین تقسیم اوقات معین جهت مبارزه با تروریزم به بررسی گرفته است. نویسنده این مقاله در عنوان مطلب سخنان حامد کرزی را انتقاد تند برعلیه ناتو و امریکا خوانده و این سوال را مطرح کرده است که چرا حامد کرزی در شرایطی که بارک اوباما، رییس جمهور منتخب امریکا خواستار افزایش نیروهای آن کشور در افغانستان است و مصمم به نابودی القاعده می باشد، این اظهارات را بیان می کند.
نویسنده در حالی که سخنان حامد کرزی را مطبوع خاطر بارک اوباما ندانسته است، می گوید که کرزی در سال 2001 با حمایت امریکا به قدرت رسید و هفت سال متواتر از حمایت کامل آن کشور برخودار بود، اما اکنون که انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در حال نزدیک شدن است، او به جامعه

جهانی پشت کرده و با حلقاتی محافظه کار و رهبران قبایل خود را نزدیک ساخته است، تا خود را از انتقاد های جامعه جهانی مبنی بر فاسد بودن حکومت اش برهاند و در نزد مردم از خود یک رهبر ملی ترسیم کند.
این در حالی است که رییس جمهور کرزی در جریان دیدار با هیات حقیقت یاب شورای امنیت سازمان ملل متحد که در حال دیدار از افغانستان اند، گفته است که یا تقسیم اوقات زمانی برای ختم مبارزه با تروریزم تعین کنند و یا به دولت افغانستان اجازه دهند که با طالبان مذاکره کند. قبلا نیز رییس جمهور کرزی در بازگشت از سفر اش از ایالات متحده امریکا و در پی ملاقات خصوصی با ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی و آصف علی زرداری، رییش جمهور پاکستان گفته بود که امنیت ملاعمر را برای مذاکره تامین می کند و در صورتی که جامعه جهانی با این مساله مخالف باشند می توانند یا او را برطرف کنند و یا از افغانستان خارج شوند.
این در حالی است که نویسنده وال استریت جورنال به نقل از شماری از دیپلومات های غربی که از آنها نامی نبرده است، می گوید، آنها می دانند که انتقاد های کرزی ناشی از نزدیک شدن فصل انتخابات است که بیشتر به خاطر جلب افکار عامه داخلی افغانستان بیان می شود. با این حال به گفته نویسنده وال استریت جورنال، منظور از آنچه که کرزی بیان می کند، افکار عامه جهانی نیز است، چرا که دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری افغانستان، نسخه انگلیسی سخنان کرزی را به روزنامه نگاران خارجی فرستاده است. به گفته نویسنده این گونه واکنش ها و اظهارات کرزی تنها بر چالش های پیش روی آقای اوباما که افغانستان را اولویت سیاست خارجی خود عنوان کرده، می افزاید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 8:50  توسط م ح م  | 

جعل اسنادکوچی ها

جعل اسنادکوچی ها

            علاوه برفرمانهای­ظالمانه خود­عبدالرحمن، کارگزارانش­به­نام او­فرمان­تقلبی­جعل­می­کردندو­ زمینهای­هزاره ها را به کوچی­هامی­دادند.کاتب دریک­موردگزارش­می­دهد:«ومقارن­این­احوال­محمدنبی­خان­مالستانی­نایب­حاکم مالستان­و میرآدینه­شرحی­ازاموری­که­دوست­محمد­خان­سرپرست­مهاجرین­نسبت­به مردم­هزاره­به­خلاف­دستورالعمل­پادشاهی­ازقوه­به فعل­آورده معروض­پایه سریرسلطنت نمود ... حضرت­والا در روزدوشنبه26ذی­قعده­سنه1315 قمری­به ذریعه­فرمان ازاوبپرسیدو اودرپایان­کارتوسط­ایشک­آقاسی­عبدالقدوس­خان که ازاین­سوال­وجواب­واقف­و­آگاه­نبود، عریضه­نگارپایه سلطنت­شده مکتوبی به خواجه محمد­خان برادرخود فرستاد که­ازنزدایشک­آقاسی­موصوف­جواب­حاصل کند. چنانچه اوبرطبق تمنای­او فرمان نگارداده، سندقوی­به ­ُمهرمهرآثارپادشاهی به­اعتبارمهرخودحاصل­کرده­برای­اوارسال­نمود. واین فرمان­سند­اوشده، پارا ازدایره دستورالعملی­که­حضرت والابدوتفویض کرده بودبیرون­گذاشته، تمامت مردم­هزاره­را کوچ­داده، اراضی­و عقارایشان­راچنانچه­بیایدتاسنگماشه­جاغوری­و مالستان­و سه­پای­دایزنگی­وتمزان­ودایکندی­به مردم مهاجروناقل­داده­و ازاین، نقصان زیادبه­دولت وتعداد نفوس­رعیت دست داد».[17]

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 16:22  توسط م ح م  | 

استاد محمد کریم خلیلی وبحران رهبری درجامعه هزاره

استاد محمد کریم خلیلی

وبحران رهبری درجامعه هزاره

این نقدواره به منظور مساعدت تئوریک به رهبران سیاسی افغانستان، طرح وتدوین گردیده است. گزینش جناب آقای خلیلی به عنوان شخصیت مورد نقد، ازچند چشم انداز، ارجحیت داده شده است: اولا اشتراک آدرس قومی نگارنده با ایشان، دوما تاثیرات ژرف عملکرد ایشان به عنوان رهبرحزب وحدت، درسرنوشت بخشی ازجامعه افغانستان ، سوما سوء استفاده های کلان مالی ایشان ازاین موقعیت وهمچنان اقتدارمندی ایشان درحال حاضر، دلایلی اندکه جناب ایشان درمعرض این نقد قرار گرفته است. اما خواندن این نقد واره بصورت غیر مسلسل، فهم واستنباط یک دست ازاین متن را غیر ممکن می سازد. این مبحث با داده های تئوریک درزمینه رهبری مدرن، آغاز یافته و دربستر همین داده ها، اعمال و کارکرد جناب اقای خلیلی به عنوان رهبر حزب وحدت و تاثیر گذار درسرنوشت جامعه هزاره و درنهایت سهم ایشان در بحران سالهای اخیر، مورد دقت قرار گرفته است. نگارنده این متن دارای مدرک کارشناسی ارشد درعلوم اجتماعی با گرایش مدیریت ورهبری، از دانشگاه گوتنبورگ سوئد میباشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:41  توسط م ح م  | 

شکنجه و جنایات علیه کرامت انسانی در افغانستان

شکنجه و جنایات علیه کرامت انسانی در افغانستان

سه دهه نقض حقوق بشر در افغانستان / به ابتکار حامیان دموکراسی جامعه افغان در تورنتو/ سخنرانی داکتر ثنا متین نیکپی

آغاز سخن : جنگ دوم جهانی (۱۹۳۹- ۱۹۴۵)م اثبات بزرگ برای پامال نمودن حقوق بشر به ابعاد گسترده آن بود. جنگ نشان داد که حقوق بشر می تواند به گونه فاجعه بار آن نقض گردد. این جنگ به مثابه بحران در روند تحولات جوامع بشری عرض وجود نمود و بحران مذکور تناقضات غیر قابل حل نظام سرمایه جنگ را ناگزیر ساخته بود که عواقب ناگوار مانند قتل عام ، ژینوساید ، انواع شکنجه ها ، مهاجرت، اسارت ، اشغال و تجاوز ، چپاول و غارت را در قبال داشت. این وضع بشریت را وادار می ساخت در این مورد بیندیشند. زیرا شکست فاشیزم زمینه های مناسب را در باره ایجاد اندیشه های حقوق بشر بوجود آورده بود.

گرچه مفکوره حقوق بشر سال ها قبل در اروپا بوجود آمده بود ولی به شکل مدون و کاملتر آن در نخستین سال های ختم جنگ شکل گرفت و دانشمندان حقوق در طرح آن نقش ارزنده داشتند. مفکوره های طرح شده در سند معتبری جمعبندی گردیده و بنام (اعلامیة جهانی حقوق بشر) از طرف سازمان ملل متحد تصویب گردید. در تصویب این اعلامیه 56 کشور عضو سازمان ملل متحد شرکت داشتند که از آن جمله 48 کشور رأی موافق دادند. از جمله 8 کشور مخالف دارای سه نوع موضع گیری بودند، اتحاد شوروی بنابر ملحوظات آیدیولوژیکی که گویا اعلامیه مربوط به آیدیولوژی بورژوازی است، افریقای جنوبی که رژیم اپارتاید در آنجا بر سر اقتدار بود و همچنان عربستان سعودی که اعلامیه جهانی حقوق بشر را با اسلام ناسازگار میدانست ، مخالفت کردند. خوشبختانه افغانستان در قطار کشور های تصویب کننده اعلامیه جهانی حقوق بشر به حساب می آید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:0  توسط م ح م  | 

کریم خلیلی گزینه اشتباه آقای کرزی!

کریم خلیلی گزینه اشتباه آقای کرزی!

تلاشهای آقای کرزی برای کسب آراء بیشتر در دوربعدی انتخابات ریاست جمهوری، ازهمین حالا قابل دقت ورویت اند. اما باتوجه به شرایط موجود، عوامل و متغیرهای زیادی را میتوان برشمرد که دورنمای این تلاشها را درپرده ی ابهام پیچیده اند. کارنامه ی آقای کرزی در دور اول ریاست جمهوری، تعاملات ومناسبات بین المللی و به ویژه ملاحظات امریکا وبرتانیا وهمچنان میزان انسجام و اقتدار رقبای ایشان دراین انتخابات، ازجمله عوامل ومتغیر های اند که می توانند مسیر وسرنوشت دوربعدی ریاست جمهوری را تعریف وتعیین نمایند. درکنار این عوامل ومتغیرها، ژرف نگری و گزینه های آقای کرزی نیز می توانند تاثیر قابل ملاحظه در موفقیت یاعدم موفقیت ایشان داشته باشند.

اما آنچه که با یک بخشی ازجامعه افغانستان ارتباط میگیرد، قرایین وعلایمی ازهمین حالا قابل دریافت اند که آقای کریم خلیلی، ازبستر معاونت ریاست جمهوری، تلاشهای شکسته بسته ی را برای آقای کرزی روی دست گرفته است. این تلاشها قبل ازهمه چیز مبیین این واقعیت است که آقای خلیلی از حضورش در معاونت ریاست جمهوری درصورت پیروزی آقای کرزی، اطمنان حاصل کرده است. دراین متن سعی برآن نهاده شده است که سهم ونقش آقای خلیلی در موفقیت وعدم موفقیت آقای کرزی، ازمناظر متفاوت مورد دقت وتحلیل قرا گرفته وهمچنان به میزان اعتبار، اعتماد و اهمیت ایشان در قضاوت جامعه هزاره های افغانستان، پرداخته شود.

درافغانستان به دلیل عدم موجودیت نظام سیاسی واجتماعی مدرن وساختارمند، بازیهای سیاسی ازبستر وآدرس علایق ومنافع قومی صورت میگیرد. نقش آفرینان این بازیها به هرپیمانه ی که علایق قومی مستحکم داشته باشند وازاعتبار و نفوذ بیشتر برخورداد باشند، به همان پیمانه باکارتهای بیشتری وارد بازی میگردند. نساب ومیزان اعتبار وعلایق قومی معیار اول گزینش دراین بازی دانسته میشود. هرچند که افراد فاقد صلاحیت فکری و فاقد استعداد مدیریت هم باشند اما درواقع این نساب قومی ومیزان علایق وحمایت قومی اند که اهمیت و میزان اثرگزاری بازیگران سیاسی را تعریف وتعیین می نمایند. درجوامع مترقی بازیهای سیاسی به منظور تامین وتضمین آسایش وامنیت روانی بیشتر وخوبتر شهرواندان، صورت میگیرند. به عبارت دیگر، رقابت های سیاسی، ازیکطرف تعهد وتقید بازیگران را به منافع مردم به نمایش میگذارد واز طرف دیگر، فرصتی را فراهم می آورد تامردم هم درتعین وتشخیض سرنوشت شان اعمال اراده نمایند. اما درافغانستان این تعامل بصورت وارونه قابل دریافت وتشخیص است. اول اینکه بازیهای سیاسی عمدتا تهی ازتعهد ملی میباشد و فراتر ازآن سرنوشت بازیهای سیاسی دربستر علایق قومی تعریف و تعیین میگردد.

باتوجه به همین تعامل، نقش آفرینان بازیهای سیاسی قبل ازاینکه بااندیشه ملی وارد تعاملات سیاسی شوند، تمثیل گران منافع قومی ونژادی اند. به همین دلیل حضور آقای خلیلی در معاونت ریاست جمهوری قبل ازهمه چیز، ممثل حضور هزاره ها درنظام سیاسی موجود تعریف و تعبیر میگردد. حرف اصلی این است که گزینش آقای خلیلی تا کجا همخوان با واقعیت های سیاسی ـ اجتماعی جامعه هزاره های افغانستان است وتا کجا میتواند حضور این جامعه را در نظام سیاسی تمثیل نموده و در معرض نمایش بگذارد. قضاوت غالب درجامعه هزاره و بالاخص درمحافل روشنفکری این جامعه این است که آقای خلیلی بیشتر ازهر دشمن متعارف درحق این جامعه ستم روا داشته است و با استفاده از شگردهای متفاوت به تحمیق این مردم پرداخته واعتبار وعزت مردم رابرای خود به سرمایه فزیکی تبدیل کرده است.

همه میدانند که بعد ازسقوط طالبان، مناطق مرکزی یکی ازمناطق امن افغانستان بوده است ومردم آن باحسن نیت از گزاره های دموکراسی و تصویب وتنفیذ قانون اساسی حمایت و پشتیبانی کرده اند. وعده های گرم آقای کرزی در اوایل حکومت ایشان، برای مردم این مناطق، خوشبینی زاید الوصفی را درافکا روقضاوت عامه برانگیخت که متاسفانه هیچ گاهی این وعده ها فرصت عملی شدن نیافت. اما گزینش آقای کریم خلیلی به عنوان نمادهزاره ها در نظام سیاسی، اعتماد و حسن نیت جامعه هزاره های افغانستان را نسبت به حکومت و نسبت به شخص آقای کرزی درمعرض آسیب جدی قرار داده وحسن نیت آقای کرزی را نسبت به این جامعه درمعرض سوال وشک وتردید گذارده است . باور واعتقاد غالب درجامعه هزاره این است که گزینش آقای خلیلی به عنوان ممثل حضور هزاره ها درنظام سیاسی، درحقیقت توهین واهانت جدی به اراده وکرامت این جامعه تلقی میگردد وفراتر ازآن، روند همزیستی مسالمت آمیز جامعه قومی افغانستان را درمعرض تهدید قرار داده و به چالش می کشاند. اعتقاد غالب درجامعه هزاره این است که آقای خلیلی درکسوت یک رهبر تحمیلی و ناخردمند دراشکال و ابعاد مختلف جامعه منتسب به خود را پریشان کرده و عزت وصداقت این مردم را برای خود ثروت وسرمایه فراهم کرده است.

جامعه هزاره با قحط الرجالی مواجه نیست. فراوانند کسانی که هم دارای صلاحیت فکری ومدیرت عملی می باشند و هم نسبت به منافع مردم و ترویج باورهای همزیستی مسالمت آمیز اقوام افغانستان معتقد و متعهد اند. جناب آقای کرزی ویا هرکسی دیگر، اگر واقعا به باورساختن تفکر همگرای مردم افغانستان معتقد ومتعهد است و میل دارد که آراه واعتماد جامعه هزاره را باخود داشته باشد، گزینش آقای خلیلی به عنوان نماد هزاره عکس این باور را در معرض قضاوت میگذارد. البته آقای خلیلی با استفاده از شگرد وترفند های متخلف تلاش ورزیده و تلاش میورزد که حضور مصیبت گسترش را به عنون نماد هزاره ها جعل بفرماید تا بدینوسیله شرایطی را فراهم نماید که درآن بتواند از ثروت باد آورده اش حفاظت نماید. آقای خلیلی میداند که هرگاه ازمنصب و موقعیت دولتی کنار افتد، در اولین اقدام مورد بازخواست مردم قرار خواهد گرفت ودراولین تحول قسمتی ازثروت وسرمایه اش به تاراج خواهد رفت. لذا آقای خلیلی باتوسل به هروسیله ممکن تلاش میورزد که از تقابل با این واقعیت جلوگیری نماید. درحالیکه ایشان دیر یا زود بااین واقعیت مواجه خواهد گردید.

واقعیت این است که میزان علایق ونفوذ آقای خلیلی درجامعه هزاره، خیلی کمتر از یک فرد معمولی است. آقای خلیلی منهای منصب دولتی، ثروت وسرمایه اش حتی نمی تواند درحضور مردم ظاهر شود و به عنوان یک شهروند عادی وارد مناسبات اجتماعی شود. درانتخابات شواری ملی، کسانی که باحمایت ایشان وارد مبارزات انتخابی شده بودند، کمترین آراه را به خود اختصاص داده بودند. به طور مثال: آقای یوسف واعظی شهرستانی مرد شماره دوم حزب وحدت و مورد اعتماد آقای خلیلی و وزیرمشاور در دولت آقای کرزی ، دریکی ازحوزات کابل، 280 رای را به خود اختصاص داده بود. تعدادی هم که درکنارایشان قرار دارند وظاهرا درتوصیف کرامات وپوشش جنایات ایشان مصروف اند، به دلیل جبر روزگار وغم نان و زندگی به این شرایط تن درداده اند.

واقعیت این است که درباور وقضاوت جمعی، آقای خلیلی نامطلوبترین عنصر سیاسی در جامعه هزراه های افغانستان شناخته شده است. گزینش ایشان به عنوان نماد وممثل حضور این جامعه در نظام سیاسی، تعجب وتاسف این جامعه را بر می انگیزد. این اقدام آفای کرزی از دوحالت خارج نیست: یا اینکه ایشان با باور وبرداشت غالب درجامعه هزاره بیگانه اند ویا اینکه تاهنوز نتوانسته است با ممثلین اراده این جامعه تماس برقرار نماید. بدون هیچ تردیدی حمایت جامعه هزاره از آقای کرزی و یا هرکسی دیگر، می تواند سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری را تعین نماید. اماحضور آقای خلیلی درکنار آقای کرزی برای دور دوم، از یک طرف حسن نیت آقای کرزی را نسبت به این جامعه مورد سوال قرار میدهد واز طرف دیگر، رقبای آقای کرزی را درموقعیت بهتروبرجسته تر قرارخواهندداد. به عبارت روشن تر، آقای خلیلی کسی نیست که باگزینش ایشان به عنوان نمادهزاره ها، حمایت جامعه هزاره تضمین وتسجیل گردد. اگر آقای کرزی واقعا میخواهد که حمایت وآراء این جامعه را باخود داشته باشد قبل ازهمه چیز به گزینه های دگری بیاندیشد که می توانند حمایت وپشتیبانی این جامعه را ضمانت نماید. این گزینه ها خیلی هم ساده اند اما می توانند اعتماد، اطمنان وحمایت این جامعه را ضمانت نمایند. این گزینه ها دراقدام نخست عبارت اند از بازسازی متوازن درعرصه های متخلف زندگی درمناطق هزاره نشین که به رغم امنیت وآرامش، تاهنوز ازآن خبری نیست، حل معضله کوچیها که هرازگاهی بحران آفرین میشود، جذب نخبگان فکری جامعه هزاره در دستگاه دولتی که تا هنوز مثل شهروندان درجه چندم با آنها رفتارمیشود، جذب افراد این جامعه در نمایندگی های سیاسی افغانستان درخارج ازکشور که ازتمام سفرای افغانستان درخارج، تنها یک نفر هزاره بنام آقای محمد ناطقی در کشور بی اهمیت لیبی سفیر می باشد و آن هم در این اواخر با کسی دیگری جایگزین شده است. این گزینه درگام بعدی عبارت است از گزینش کسی به عنوان نماد این جامعه که شواهد خیانت، جنایت وخرد ستیزی ازپیشانی اش آویزان نباشد. این گزینه ها وخیلی ازاقدامات دیگر، می توانند به عنوان راهبرد ورویکرد موثر و موفق درگام نخست، اطمنان واعتماداین مردم را نسبت به دولت ونظام قوام ودوام بخشیده درگام بعدی حمایت این جامعه را ازنظام ودولت تضمین وتسجیل نماید. اما درنهایت این رویکردبه عنوان یک رویکرد ملی می تواند روحیه همگرای وباورهای همزیستی مسالمت آمیز رادر جامعه قومی افغانستان تقویت بخشیده وامنیت روانی واجتماعی جامعه را تضمین نماید. اگر آقای کرزی تصور کرده باشد که با گزینش آقای خلیلی می تواند حمایت و آراء جامعه هزاره را جلب وجذب نماید، درواقع نهایت ساده اندیشی وسهل انگاری ایشان را به نمایش میگذارد. گزینش آقای خلیلی نه تنها که حمایت این جامعه را به همرا ندارد، بلکه بی اعتمادی این جامعه را نسبت به نظام و فاصله این جامعه را ازنظام، چند برابرمی نماید

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 12:4  توسط م ح م  | 

حقیقت چیست؟

مصیبت هزاره ها اقتدار محمد کریم خلیلی!



 


...بامیان مانند دوران جهاد، امروز هم جایگاه خاص خود را دارد، اینکه در محراق توجه دولت و جامعه جهانی نیست، قبول ندارم، ما امروزه شاهد دگرگونی های عمیق در کشوری که میراث دهها سال عقب مانی بود، هستیم.بازسازی، اداره و نظام سازی، ایجاد وحدت و همدلی علی رغم چالش ها به خوبی پیش می رود، ما اجازه خدشه دار شدن وحدت و همدلی را نمی دهیم، پروژه های بنیادی وقت گیر است، اگر به مناطق نا امن توجه نشود، ناامنی به مناطق امن هم کشیده می شود.رهبری عزم و اراده قوی برای پیاده کردن عدالت دارد.یقین دارم که بامیان جزء مناطق زیبا افغانستان، با آینده درخشان خواهد بود (سایت سمنگان تاریخ 28 اسد 1387).

این جملات پاره ای ازسخنان آقای کریم خلیلی معاون دوم ریاست جمهوری می باشد که در مراسم افتتاح پروژه ی سرک بامیان یکاولنگ ابراز داشته است. اگر کسی با شخصیت معاملاتی و رفتار سوداگرانه ی جناب ایشان آشنایی نداشته باشد، به زحمت باور می نماید که درپشت این کلمات وجملات کسی پنهان است که از آدرس همین مردم درمعاونت ریاست جمهوری نشته است و حضور همین مردم را در نظام آقای کرزی تمثیل می نماید. حتی اگر خود آقای خلیلی هم ازچشم وقضاوت یک شهر وند هزاره به آنچه که خود گفته است، دقت نماید، احساس نومیدی ونفرت بروجودش سایه می افگند وبرخود نفرین می فرستد. همانگونه که این قلم به تفصیل نوشته است، حضور جناب آقای خلیلی در اهرم رهبری جامعه هزاره وتمثیل هزاره ها توسط ایشان در مناسبات وتعاملات سیاسی، بستر پرورش وتولید بسیاری از مصیبت های سنگینی بوده است که درابعاد متفاوت برسرنوشت این مردم تحمیل گردیده وسیاه بختی های این مردم را دوچندان کرده است. رفتار واخلاق سیاسی آقای خلیلی تحت تاثیر علایق شخصی ومنافع مادی، چنان با ویروس های مرگ آور آلوده گردیده است که بدون تردید براندام خیابانی ترین روسپی طعنه می نویسد. این واقعیت دست کم در همین جملات وکلمات کاربردی ایشان تبلور وتجلی می نماید که برای تمدید اقتدار ذلت آفرین سیاسی اش چگونه سیاست های نژادگریانه ورعیت سوز نظام کرزی را توجیه نموده و برچشم فقیرترین ساکنان این سرزمین خاک می پاشد.

آقای کرزی دراولین سفرش به ولایت بامیان که قبل از انتخاب ایشان به ریاست جمهوری صورت گرفت، وعده های بی شماری را تحویل مردم بامیان داده بود که باتوجه به همین وعده های شکلاتی، امیدی فزاینده ی دردلهای مردم جان گرفت وهزاران برگه رای درصندوق ایشان ریخته شد. اما این وعده ها مثل شکلات درحرارت سیاست های نژادگرایانه ی تیم ایشان آب گردیده وهرگز عملی نگردید. باتوجه به اینکه درامتداد حاکمیت ایشان میلیاردها دالر از مساعدت جامعه جهانی به مصرف رسید، اما گرد فقر و ویرانی از رخسار بامیان فرو نلغزید. علی الرغم این واقعیت که بعد ازتشکیل حکومت آقای کرزی، مناطق مرکزی و مشخصن بامیان امن ترین مناطق افغانستان بوده است اما گراف پروژه های بازسازی دراین مناطق درنازل ترین سطح قرار داشته است. ولی درآن سوی خط، درولایات جنوب و جنوب شرق باتوجه به میزان فزاینده ی ناامنی و اختطاف، پروژه های مادر با هزینه های گزاف تمویل و تعمیل گردیده اند که برخلاف نظر آقای خلیلی از میزان ناامنی هم کاسته نشده که هیچ، حتی دامنه ی ناامنی باسرعت سرسام آوری گسترش یافته است که امروزعلایم ونشانه های آن در دروازه های کابل قابل مشاهده می باشد.

دلیل این رفتار چند پهلو را در دستگاه حاکمیت کرزی، فقط از یک چشم انداز میتوان مورد سنجش وقضاوت قرار داد که ناسیونالیسم مفرط قومی وباورهای نژاد گرایانه بستر تدوین وتمدید این رفتار می باشد. بطور مثال: سرک کابل بامیان که سه سال یعنی سی وشش ماه از افتتاح آن میگذرد، اما تاهنوز سی وشش کلیومتر، جغل اندازی وقیر ریزی نگردیده است، باتوجه به اینکه هزینه ی آن از طرف دولت ایتالیا پرداخت شده است. حتی بارها اتفاق فتاده است که حلقات مشخص از بستر نظام، فضای منطقه را ناامن کرده است تا روند تعمیل وتطبیق این پروژه را مختل نماید. به دلیل اینکه این پروژه از مناطق هزاره نشین عبور میکند و فاصله مردم هرات و غور را تا کابل به نصف می رساند. فرضن باور کنیم که مسیر میدانشهر و جلریز به دلیل تهدید طالبان ناامن است، پس چرا کار این پروژه از بامیان به طرف کابل شروع نمیشود که هیچ گونه تهدید وچالش امنیتی درمسیر راه وجود ندارد؟

واقعیت این است که هنوز تبعیض، تعصب وباورهای نژادگرایانه معیار رفتار واخلاق سیاسی حاکمیت ونظام حاکم است. اما وقتیکه آقای خلیلی برای دوام اقتدار خجلت آور سیاسی اش رفتار وسیاست های نژادگرایانه ی حاکمیت را به توجیه می نشیند و ازآن به عنوان تعهد رهبری برای بازسازی متوازن نام می برد، از یکطرف اوج ذلت و روسپی ـ خصلتی خود را را در اکران می گذارد واز طرف دیگر، فاجعه ی بحران رهبری را درجامعه هزاره به تمثیل وتصویر می کشد. ایشان خوب میداند که از آدرس و باحمایت همین مردم برسفره ی معاونت ریاست جمهوری لمیده است اما به دلیل منافع مادی وتداوم اقتدار ذلت بار سیاسی، رفتار قوم محور و ستم ورزیهای تنظیم شده ی حاکمیت را درحق این مردم، تعهد رهبری برای تحکیم بنیاد متزلزل وحدت ملی توجیه وتفسیر می نماید. تاهنوز کسی نپرسیده است که اگر واقعن استحکام وحدت ملی وترویج گزاره های همزیستی مسالمت آمیز، دردستور کار حکومت آقای کرزی قرار دارد، پس چرا کوچیها ازبستر حاکمیت تمویل وتسلیح میگردد تا سیاست زمین سوخته طالبان را در بهسود تطبیق نماید؟ چرا بحران سازی وترویج نا امنی به عنوان یک استراتیژی تعریف شده مورد بهره داری قرار میگیرد؟ چرا روند بازسازی دریک اقدام متوازن عملی نمیگردد که هم به ثبات سیاسی کمک می نماید وهم توسعه متوازن اجتماعی را سرعت می بخشد؟

واقعیت این است که درپشت شعارهای دموکراتیک وظاهر دموکرات تیم آقای کرزی، اندیشه های کو ر، اذهان منجمد، گرایشهای نژادمحور و چهره های متعصب پنهان شده اند که از یکطرف عصبیت های قومی را ترویج می نمایند و ازطرف دیگر هیچ تعهدی نسبت به تامین امنیت وتحکیم ثبات سیاسی ندارند. مردم فقیر بهسود درخانه های محقرشان مورد هجوم وغارت قرار میگیرد، دامنه نا امنی در امتداد یک پروسه ی ازقبل تدوین شده به مرکز و شمال کشانیده میشود، جم مساعدت های جامعه بین المللی در جنوب وجنوب شرق به مصرف میرسد اما آقای خلیلی میخواهد مردم باور نماید که رهبری این نظام متعهد به ترویج وتحکیم سازه های وحدت ملی می باشد. این چگونه منطقی است که آقای خلیلی آنرا کشف کرده است؛ اگر درمناطق ناامن توجه نشود، نا امنی در مناطق امن هم سرایت میکند! مگر این همه توجه که برای بازسازی در جنوب صورت گرفته است چه مقدار از میزان ناامنی را کاسته است؟ فراتر ازآن پروژه ی ناامن سازی مرکز که آغاز آن ازبهسود تدوین گردیده است ازکدام منبع تمویل میگردد؟ وقتی که تیم آقای کرزی ناامن سازی وبحران سازی را به عنوان یک رویکرد سیاسی مورد استفاده قرار میدهد پس با کدام منطق میشود سیاست های رعیت ستیز تیم آقای کرزی را تعهد رهبری، برای ترویج اخلاق وباورهای همبستگر ملی تعریف وتعبیر کرد؟

البته تقصیر آقای خلیلی نیست. جنون ثروت وقدرت چنان درپرده های ذهن ایشان تنیده است که با لبخند های عاشقانه مرگ ومظومیت زن ومرد بهسودی را بر سفره ی آقای کرزی به چانه می نشیند ورفتار رعیت سوز و اخلاق نژادمحور نظام را عزم واراده دولت برای تحکیم وحدت ملی و ترویج گزاره های همزیستی مسالمت آمیز تعبیر می نماید.

واقعیت این است که آقای خلیلی ازسالها به این طرف، به یک سادیست سیاسی چهره عوض کرده است که به رغم پرورش وبازپرورش رویای قدرت وثروت، ازپریشان روزگاری و سیاه بختی مردم خود لذت می برد وحضورش را درامتداد غم ومصیبت های مردم تجربه می نماید. رفتار و روسپی بازیهای ایشان درجریان هجوم کوچیها دربهسود، این تردید را برای همیشه از ذهن مردم بر طرف کرده است که ایشان لبخند وعافیتش را درامتداد مرگ ومصیت مردم خود جستجو می نماید. اما باتمام استعداد ومهارتی که دراین زمینه دارد خوشبختانه نمیتواند که گزینه ی خوبی برای تعمیل وتطبیق پروژه های بحران آفرین تیم آقای کرزی باشد. میزان شناخت مردم ازایشان درنقطه ی رسیده است که گریه های مصنوعی ایشان را در مصیبت های مردم، لبخند رضایت تعبیرنماید. اما جناب آقای کرزی که برای کامپاین انتخاباتی و به بهانه ی افتتاح سرک بامیان یکاولنگ درآن ولایت سفر کرده بود، فراموش کرده است که وعده های شکلاتی دیروزش ازیادمردم نرفته

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 11:54  توسط م ح م  | 

کشتار دسته جمعی؛ جنایت ضد بشری

کشتار دسته جمعی؛ جنایت ضد بشری

بتاریخ چهاردهم سرطان سال 1386 خورشیدی در منطقه چمتله واقع در شمال شهر کابل پولیس یک قبر دسته جمعی را کشف کرد که صدها تن در آن دفن شده بودند. این اولین بار نیست که در افغانستان قبرهای دسته جمعی کشف می شود.

از زمان تهاجم روسها به افغانستان تا کنون جنگ در کشور جریان دارد. ده ها هزار تن در جریان تقابل نظامی در نقاط مختلف افغانستان کشته شده و به گورهای دسته جمعی انداخته شده اند که نمونه های بارزی از جنایت های جنگی در افغانستان شمرده می شوند. ملت افغانستان از زمان حاکمیت رژیم کمونیستی تا کنون شاهد چنان ظلم هایی بوده است که انسان از گفتن آن ها عاجز مي ماند.

افغانستان در جهان یکی از کشورهایی است که رژیم های سیاسی بر سر قدرت برای حفظ و بقای شان به کشتار مردم دست زده و انواع ستم ها را روا داشته اند. افغانستان كشوري كه نه به انسان، مزارع، خانه و دختر و پسر رحم نشده است. بر فرق مردم ميخ كوبيده شده، سينه ي زنان را بريده، رقص مرده و زايمان زنان مشاهده شده است.

در این وطن کارهایی صورت گرفته که تاریخ از حکایت آن شرم دارد. این همه در دوره بحران داخلی به اثر فرمان قوماندان های وقت که در جنگ ها قدرت داشته اند و به وسیله تفنگ داران شان انجام شده است که خاطره تلخ آن تا کنون در اذهان باقی مانده است.

چنانچه اکنون نیز خانه های مردم عام بمباران می شوند و یا مردم مجبور به ترک خانه های شان می گردند و هیچ چیزی نمی توان در برابر آن گفت. این هم از تراژدی هایی   است که در دوره حکومت رییس جمهور کرزی صورت می گیرد و سازمان های مدافع حقوق بشر هم به این موضوع توجه نداشته و در برابر آن صدای خود را بلند نمی کنند.
این چندمین بار است که بقایای عمل های وحشیانه ای که در گذشته صورت گرفته   پیدا می شود و انسان را نسبت به جنایات گذشته متحیر می سازد.  به اساس آمار و ارقامی که از سوی سازمان های مدافع حقوق بشر اعلام شد، در کل کشور 88 گور دسته جمعی وجود دارد .  گور دسته جمعی دشت چمتله و گور دسته جمعی که در بدخشان کشف شد، خاطره خونین کشتارهای دسته جمعی گذشته را در اذهان زنده می کند.
قبل از اینکه گورهای دسته جمعی چمتله کشف شود، در فراه، غزنی و هرات نیز این نوع گورهايی خورد و کلان کشف شده اند. در گور دسته جمعی که در غزنی کشف گردید گفته می شود که لباس و اجساد خراب نشده و شناخته می شدند که مربوط به کدام قریه هستند و چه زماني کشته شده اند.
به گفته شاهدان عینی قبر دسته جمعی دشت چمتله که در حقیقت ده قبر دسته جمعی مختلف مي باشند، تعدادی از جسد ها بصورت نشسته و تکیه به دیوار بوده اند. به روي چند جمجمه اصابت مرمي ديده مي شد. شماری زیادی از جسدها نشان می دادند که لباس های شخصی به تن داشته اند. در غارهای چمتله در پهلوی جسدهای افراد ملکی چند جسد هم پیدا شده که یونیفورم عسکری به تن داشته اند. در جمع یک بوت عسکری هم پیدا شده است که یک پای پوشیده در جوراب هم در آن قرار داشته است.

در مورد گورهای دسته جمعی چمتله بار اول گفته شد که این گورها به دوره کمونیست ها تعلق دارد. مگر تحقیقات بعدی ، شک هایی را در اذهان مقامات امنیتی و محققان بوجود آورده اند. به همین خاطر رییس جمهور کرزی جهت تحقیق در این مورد  کمیسیوني را به ریاست فضل هادی شینواری موظف کرده است.

این کمیسیون به تاریخ 24 سرطان از گورهای دسته جمعی چمتله دیدن کرده و از اجساد نمونه برداری کرده و گفته اند که در جریان یک هفته روشن خواهد کرد که این قبرها به کدام دوره تعلق دارند.
پیدا شدن چنین گورهای دسته جمعی سوالهای گوناگونی را در اذهان مردم خلق می کند. مردم می پرسند که این افراد برای چه کشته شده اند؟ فضل هادی شینواری به رسانه ها گفته است: "کرزی خوب می فهمد که این کار کیست مگر در این مورد چیزی نمی گوید، من هم نمی فهمم."
بقایای جسدهای کشف شده را بخاطر معاینه دی ان ای   فرستاده اند که بعد از معاینه دوره آن مشخص شود. فهیم حکیم عضو کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان گفته است که به کمک یوناما 12 متخصص خارجی آمده اند و تحقیقات ابتدایی را شروع کرده اند . او گفته است:" عملا آنها کار خود را شروع کرده اند. بعد تر ببینیم که نتایج تحقیقات و دریافت های آنها چیست؟"

آقای فهیم این را هم می گوید که در چند سال گذشته نزدیک به ده هزار شکایت به کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از مردم رسیده است که یک تعداد آن به اشخاص لادرک تعلق دارد. او می گوید: "در مجموع شکایت های حقوق بشری بیش از ده هزار شکایت به کمیسیون رسیده که شامل انواع و اقسام تخطی ها می باشند. غایب شده ها یکی از این کتگوری ها را تشکیل می دهند."

با اینکه در مورد اجساد دشت چمتله معلوماتی بدست نیامده، مگر گفته می شود که موجودیت زندانهای مخفی در وقت تجاوز شوروی در این منطقه رد نمي شود. از سوی دیگر در وقت جنگ های داخلی هم این منطقه شاهد جنگ های خونین بوده است که به هر کسی تعلق داشته باشد، باز هم خاطر تلخ دوره کمونیست ها را در اذهان زنده می کند. چنانچه در بالا گفته شد علاوه بر دشت چمتله در کابل در دیگر مناطق افغانستان و سایر ولایات نیز اینگونه گورهای دسته جمعی پیدا شده اند كه مي توان از ولاياتي چون بدخشان، پکتیکا، هرات، ننگرهار، بلخ، لوگر، پروان، فراه و غزنی یاد کرد که در این گورها هزاران تن افراد بی گناه دفن شده اند، اما عاملان آن تا هنوز گرفتار نشده اند.
در مورد گور دسته جمعی دشت چمتله گفته شده است که دران هزار جسد وجود دارند. در دشت لیلی گزارش شده که سه هزار تن به قتل رسیده اند، در گور دسته جمعی که در بدخشان کشف شد، 400 جسد کشف گردید، در گور دسته جمعی پل چرخی 2000 جسد قرار داشت و در یکاولنگ نیز همین گونه کشتار صورت گرفته است که گفته می شود از شدت سرما جسدها یخ بسته بوده و از یکدیگر جدا نمی شده اند. صدها جسد دیگر به آب انداخته شده و تعداد زیادی از اجساد در داش های خشت پزی نيز سوزانده شده اند که هیچ نشانه ای از آن باقی نمانده است.

اگرچه بسياري از کشتارها به رژیم کمونیستی خلق و پرچم نسبت داده می شود اما   در جنگ ذات البینی میان مجاهدین نیز تنها 65 هزار شهروند بی گناه کابل کشته شده اند.  در دوره قدرت رژیم کمونیستی نیز بعضا مجاهدین به جنگ های داخلی روی می آوردند و دست به کشتار افراد یکدیگر می زدند. این جنایت ها نشان می دهند که در سی سال گذشته نظامهایی که بقدرت رسیده اند، برای بقای شان بی رحمانه عمل کرده اند.

بعد از ایجاد حکومت آقای کرزی این امید بوجود آمد که از این به بعد در افغانستان یک نظام قانونمند به قدرت برسد و عوامل جنایت های گذشته را به محاکمه بکشاند. اما نه تنها این آرزوی مردم برآورده نشده است بلکه ولسی جرگه افغانستان منشوری را به تصویب رسانده که این جنایتکاران را مصونیت قانونی می بخشد.
درين مصوبه این موضوع تثبیت شده است که طرف های درگیر در جنگ های گذشته در آینده از هر نوع تعقیب عدلی و قضایی معافیت یافته اند، در حالیکه معافیت یا بخشایش جنایتکاران جنگی تنها و تنها از صلاحیت افرادی است که قربانیان این جنگ ها و جنایات می باشند.
همین منشور است که بر خلاف هنجار حقوق بین المللی، کنوانسیون های چهارگانه میثاقهای حقوق مدنی بین المللی، اعلامیه جهانی حقوق بشر و در کل مخالف ارزشهای تمام معاهدات مربوط به حقوق بشر می باشد. رییس سازمان حفاظت از حقوق بشر و محیط زیست افغانستان عبدالرحمن هوتکی می گوید که این سند در میان گروپ های سیاسی به امضا رسیده است که نزد مردم افغانستان نتیجه و رسمیت داشته نمي تواند. به گفته وی در جهان پنج نوع جنایت شامل کشتار جمعی، نسل کشی، تخطی از حقوق بشر و چند نوع جنایت دیگر از جنایت های جهان شمول شمرده شده   که افغانستان نیز نمی تواند بر خلاف اصول بین المللی عمل کند. او می گوید :" بخشیدن این جنایتکاران حق مردم مظلوم افغانستان است و هیچ کس این حق را از مردم گرفته نمی تواند."
مردم بی بضاعت افغانستان در جریان سی سال گذشته قربانیان اغراض شوم گروه ها شده اند. برای تحقق حقوق این مردم گروه های مدافع حقوق بشر از دولت خواسته است که برای رسیدگی به این موضوع محکمه اختصاصی را ایجاد کند، اما تا کنون به این خواسته توجه نشده است.
سازمان های بین المللی دیدبان حقوق بشر پیش از انتخابات پارلمانی و بعد از آنان راپورها و گزارشی های زیادی را منتشر کرده اند. این سازمان ها در گزارشهای شان عده اي را به ارتکاب جنایت در دوره جنگ های داخلی متهم کرده و از رییس جمهور کرزی خواسته اند که برای محاکمه جنایتکاران یک محکمه اختصاصی ایجاد کند. اما با تاسف نه تنها از جانب حکومت به خواسته این سازمان ها توجه نشده و محکمه اختصاصی در این زمینه ایجاد نگردیده، که گزارشهای این سازمان ها نیز مغرضانه و جانبدارانه خوانده شده است.

در گزارش حقوق بشر از عبدالرشید دوستم یاد شده است که مقام عالی در دولت دارد. هم چنین در گزارش از قوماندان سابق محمد کریم خلیلی هم یاد شده است که اکنون معاون دوم رییس جمهور کرزی می باشد. نام های عبدالرسول سیاف و مارشال محمد قسیم فهیم نیز در این گزارش آمده است که یکی عضو ولسی جرگه و دیگری نیز عضو مشرانو جرگه می باشد.

همچنین این گزارش علاوه بر افراد ذکر شده گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی را نیز به انجام جنایت متهم کرده است که اکنون در مخالفت با دولت قرار دارد و بر ضد دولت جهاد اعلان کرده است. بعد از کشف گور دسته جمعی در دشت چمتله نادر نادری سخنگوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در یک کنفرانس مطبوعاتی گفته است که در چند سال گذشته 20 گور دسته جمعی شناسایی شده است اما وي اين را مشخص نكرده كه این قبرها به کدام دوره تعلق دارند. بجاست که سازمان های مدافع حقوق بشری که هرگاه با کشف گورهای دسته جمعی به داد و فریاد می پردازند، در این موارد برای کشف حقایق و شناسایی عاملین آن با دست های باز تحقیق کنند . این کار برای دولت و سازمان های ملی و بین المللی مدافع حقوق بشر در زمینه پیدا کردن عاملین و محاکمه آنان نیز کمک می کند.

تشویش این است که افرادی که مرتکب جنایات جنگی شده و مردم را به قتل رسانده اند، با آسودگی در داخل زندگی می کنند و یا هم در خارج روز گار می گذرانند و هنوز هم خیال دارند که ملت را جور بدهند. نمونه روشن این مسئاله سندی است که از سوی ولسی جرگه به تصویب رسیده است. در حالی که مردم افغانستان آرزو داشته اند که این افراد محاکمه شوند، همچنانکه قوانین بین المللی نیز خواستار محاکمه جنایتکاران جنگی می باشند.

تمام قوانین و مقررات بین المللی این جنایات را که بنام جنایات جنگی یاد می شوند و توسط آن از سوی جنگ سالاران بر خلاف مردم ملکی رفتار می شوند، محکوم کرده  و خواستار محاکمه آنان می باشند.

اما در افغانستان عده اي از مردم این دلیل را می آورند که در قانون اساسی افغانستان این موضوع تصریح نشده است که راه را برای محکمه جنایتکاران جنگی باز کند، اما بسیاری از حقوق دانان و کسانی که در عرصه حقوق بشر و سازمان های مدافع حقوق بشر كار مي كنند، این باور را دارند که اگر در یک کشور قوانین داخلی در مقابل جنایتکاران جنگی و در راستای به محاکمه کشاندن آنان صراحت و یا قوت کافی را نداشته باشند، باید این افراد و اشخاص در محاکم بین المللی محاکمه شوند.

به گفته کارشناسان یکی از نمونه های روشن در این مورد کنوانسیون هاي چهارگانه 1949 وین است که برای تثبیت حقوق افراد ملکی صادر شده اند و جهان نیز آن را پذیرفته است.

همچنین اعلامیه جهانی حقوق بشر این موضوع را ثابت می سازد که انسانها حق طبیعی دارند که برای رسیدن به عدالت طالب حق شوند و در هر گوشه از جهان که بر خلاف آن عملي صورت گیرد، مخالف اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد. از سوی دیگر منشور سازمان ملل متحد نیز در مقدمه خود تمام حقوق انسان ها را ضمانت کرده است. بنابر این دولت افغانستان نیز ملزم است که به هر نحو ممکن باید زمینه محاکمه جنایتکاران را مساعد ساخته به اين خواست مردم توجه كند.

یکی از کارگران سابق خانه سازی بنام مرجان می گوید که در وقت جنگ های تنظیمی شکار راکت های تنظیم ها شده و بر اثر آن بینایی خود را از دست داده است. وی می گوید که من در خانه خود هدف اصابت راکت قرار گرفته ام، جنگ سالارها زندگی مرا از بین برد. من از کرزی حق خود را می خواهم و حق من این است که این جنایتکاران باید محاکمه شوند و اگر کرزی خواسته مرا پوره نکند، من به او دعای بد می کنم.
روزنامه آرمان ملی در 27 سرطان به نقل از یک زندانی در زندان پل چرخی بنام عنایت الله توفان چنین نقل کرده بود:" من به عنوان یک زندانی شاهد اعلام زیادی از مجاهدین بوده ام که در آن وقت توسط حکومت شهید شدند." او افزوده بود" کسانی که اعدام می شدند قوای امنیتی به آشکار برای شان می گفت که شما اعدام می شوید یا بصورت زنده دفن می شوید."  حال که در چمتله یا دشت های دیگر استخوان های کشته شدگان دیده می شود و دیده می شود که کاسه های سر شان با مرمی سوراخ سوراخ شده است، زمینه را برای یک عکس العمل عمومی مساعد می کند که همه خواستار به پنجه قانون سپرده شدن عاملان اصلی این حوادث می باشند.

گور دسته جمعی چمتله پیش از هر چیز، ظلم و ستم و استبداد دوره های گذشته را آشکار می سازد که به نحو ناجوانمردانه این افراد کشته شده اند و وقتی كسي به کار دولت نظر می اندازد، تنها می تواند بر این جسد ها اشک بریزد و دولت نیز تنها بر سر این قبرها بیرق نصب می کند و کار دیگری در این رابطه انجام نمی دهد.

به عنوان مثال وقتی کسی به گور دسته جمعی دشت چمتله نظر می اندازد، استخوان های شماری از افغان های بیگناه را می بیند، استخوان های سر، کالا و بوتهای شان را که گویا  از انسان می پرسند که ما به اساس کدام گناه به این قسم کشته شده ایم که حتی قبرهای ما نیز معلوم نیست. چرا این ظلم و ستم صورت گرفته است ؟ چرا ظالمانی که دست به این کار زده اند، به محاکمه کشانده نشده اند که ما را بدون کدام گناهی کشته و یا زنده به زیر خاک کرده اند؟ صدها این گونه سوال در برابر دولت و جامعه جهانی وجود دارد.

مگر سوال اساسی این است که عاملین اصلی این جنایت ها کی ها اند، چه شده اند و به کجا رفته اند؟  آیا شماری از کسانی که در جنایات سهم داشته اند، اکنون در دولت وظیفه ندارند؟ آیا قسمی که آقای فضل الهادی شینواری گفته، رییس جمهور عاملین جنایت را می شناسد، نمی شناسد و برای محاکمه کردن شان قدرت ندارد؟ اینها سوالاتی می باشند که رییس جمهور کرزی باید به آن جواب داده و
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 11:52  توسط م ح م  | 

کریم خلیلی معامله گر مردم بهسود

 کریم خلیلی معامله گر مردم بهسود

روسپیگری سیاسی کریم خلیلی



اينجا را کليک کنيد و اين صفحه را به دوستان تان بفرستيد;


هجوم پلان شده ی کوچیها دربهسود وحمایت آن با امکانات دولتی مصیب های سنگین و فجایع بی شماری را برمردم بهسود تحمیل کرد که قتل، غارت، آتش زدن خانه ها، کشتزارها و آوارگی مردم محل از ابعاد متفاوت این مصیبت می باشد. دراین متن سعی برآن نهاده شده است که نقش آقای کریم خلیلی به عنوان نماد هزاره ها دردولت آقای کرزی دربستراین بحران مورد دقت وبازبینی قرار گیرد. نقش آقای خلیلی دربستر این بحران به این دلیل مهم دانسته میشود که ایشان ازآدرس همین مردم شریک اقتدار سیاسی آقای کرزی گردیده وبه نمایندگی ازهمین مردم بر سفره معاونت ریاست جمهوری نشسته است.

چشم دید های گزارشگران و فلم های مستندی که تاهنوز از عمق وپهنای فاجعه بهسود دردست نشر سپرده شده اند مصیب های سنگین و فجایع دلخراشی را دراکران می گذارند که توسط کوچیها وباحمایت و امکانات دولتی برمردم محل وارد آمده اند. کوچیها که دربستر یک بازی سیاسی توسط تیم آقای کرزی مورد بهره داری قرار میگیرد، دقیقن همان اعمالی را دربهسود انجام میدهند که سپاه طالبان در آغاز ورود شان در شمال افغانستان انجام دادند. لذا باتوجه به ابعاد گسترده ی این مصیبت، خوشبینی های وجود داشت که آقای خلیلی به عنوان معاون ریس جمهور و نماد هزاره ها درحاکمیت، درحمایت از مردم بهسود وارد عمل میگردد و یا حد اقل با اعتراض و مخالفتش با این گزینه ی کرزی، باقربانیان فاجعه بهسود عملن اظهار همدردی می نماید. اگرچه رفتار واخلاق سیاسی آقای خلیلی تابع هیچ قواعد و معیار تعریف شده نیست اما به دلیل استعداد شگرفی که در تحمیق مردم داشته است تاهمین یک هفته قبل خیلی ها باور نمی کردند که ایشان به جای اعتراض ومخالفت با رفتار کرزی، خون قربانیان فاجعه بهسود را برسر سفره کرزی درمعامله می نشیند. درحالیکه رفتار معامله گری ازخصلت های اخلاق سیاسی ایشان میباشد و بارگ رگ ایشان عجین گردیده است.

درجریان فاجعه ی بهسود تلاش های زیادی را ایشان به مصرف رسانید تا بانمایش بازیهای متفاوت، همسو بودنش را با سیاست های دولت ازچشم وقضاوت مردم پنهان نگهدارد، اما این بار چرخ بازی بروفق مراد نچرخید و ازپرده بیرون افتاد راز تمام گلهای که ایشان برسفره کرزی بر آب داده بود. بازیهای دومحوری که از خصوصیات اخلاق سیاسی جناب آقای خلیلی میباشد درنهایت پرده ازرخسار معامله گری ایشان برافراشت وعمق نمک نشناسی و روسپی بازیهای سیاسی جناب رهبر را درمعرض تماشا گذاشت. مصاحبه تلویزونی ایشان درمورد فرمان حامد کرزی و فاجعه بهسود که درآن به شدت تلاش می ورزید تا عمق وپهنای مصیبت مردم بهسود را ازچشم مردم پنهان نماید، توافق ناجوانمردانه و زذیلانه ایشان را باسیاست های رعیت ستیز وبحران آفرین آقای کرزی درمعرض قضاوت و نمایش می گذاشت.

درحالیکه زن ومرد بهسودی درآتش رگبار کوچیها جان میدادند و می دهند، آقای کریم خلیلی قیمت خون آنها را بر سر سفره رنگین کرزی چانه میزد تا عددی بر ثروت میلیارد دالری اش افزوده گردد. البته حضور تحمیلی ایشان در هرم رهبری هزاره ها همواره بستر تولید وتکثیر مصیب بوده است که متاسفانه خیلی ها به دلیل عصبیت مفرط قومی، پیوند منافع وعلایق مادی، ازکنار آن بی تفاوت گذشته اند و به همین دلیل نتوانسته اند شهامت اعتراف وپذیرش این واقعیت را برخود هموار نمایند. اما واقعیت این است که کارنامه های سیاسی جناب ایشان لبریز اند از روسپی بازیهای خیابانی که در بستر آن عزت وشرافت مردم را درمعرض معامله گذاشته است. سوداگری مصیبت های مردم بهسود مدل جدیدی از دستبرد ایشان به عزت مردم می باشد که هنوز هم پایان نگرفته است.

همانگونه که اشاره رفت، ایشان تلاش ورزید تا درمحور دیگری بازی، حضورش را درکنار مردم بهسود جلوه آرایی نموده و با توسل به شگردهای تجربه شده درچشم مردم خاک بپاشد. مثلن همزمان با اوج مصیبت مردم بهسود که ایشان ازریاست کمیسون دایاگ برطرف گردیده بود وهمچنان به دلیل کسالت جسمی که برای یک نوبت نتوانسته بود در جلسات شورای وزیران شرکت نماید تلاش ورزید تا عدم حضورش را درجلسات آن کمیسون و همینگونه عدم حضورش را در جلسه شواری وزیران، اعتراض به سیاست دولت کرزی درمورد اوضاع مردم بهسود تبلیغ نماید. درحالیکه ایشان بهای خون مردم بهسود را درحساب پس انداز سپرده بود و حتی قبل ازورود کوچیها دربهسود، ایشان برسر این موضوع با آقای کرزی به توافق رسیده بود. شاید جناب رهبر دقت نکرده بود که این کمان کهنه گردیده است وبردست کمانگیر زخم میگذارد.

آنگاه که حادثه ی بهسود به یک فاجعه تبدیل گردید و زوایای پنهان این بازی دولتی برای مردم روشن گردید، مردم خواستند که عمق وپهنای این مصیبت را دریک تظاهرات مسالمت آمیز درمعرض تماشا بگذارند. جناب آقای خلیلی تلاش های گسترده ی را روی دست گرفت تا این تظاهرات صورت نگیرد. ایشان ازیکطرف برای کرزی وعده سپرده بود که می تواند ازاین تظاهرات جلوگیری به عمل آورد وازجانب دیگر این تظاهرت میزان علایق مردم را نسبت به خودش درمعرض تماشا می گذاشت. به همین دلیل ازهروسیله ممکن بهره جست تامردم را ازاعتراض منصرف نمایند. حتی یک شب قبل ازتظاهرات جلسه طویل وعریضی را درمنزل جنرال خداداد به اشتراک واعظی شهرستانی، صادق مدبر، قربانعلی عرفانی، سرور دانش وصادقی پروانی برگزار کرد تا به هرشکل ممکن که شده مردم را از ریختن به خیابان منصرف نمایند. اما ازآنجایکه ابعاد گسترده و روان سوز این فاجعه در ذهن وضمیر مردم آتش برافروخته بود، به رغم تمام تهدیدات دولت و سنگ اندازیها وموانع سازیهای آقای خلیلی درخیبابانها ریختند وخشم وتنفرشان را از نظام رعیت سوز کرزی و از روسپی بازیهای آقای خلیلی درمعرض تماشا گذاشتند.

بدون هیچ تردیدی فاجعه ی بهسود زخم خونریزی است که با گلوله های دموکراسی آقای کرزی بر قلب و روان مردم بهسود نشسته است. مردمی که درخانه های محقر خود مورد کشتار بی رحمانه قرار میگیرند ونظام سیاسی با تمدید وتمویل قتل وغارت این مردم، گزاره های دموکراسی رانهادمند می سازد. فاجعه ی بهسود ضمن اینکه ماهیت نژادگرایانه ی نظام کرزی را به نمایش گذاشت، ماهیت سوداگری و روسپی ـ دلالی جناب آقای خلیلی را نیز بصورت عریانتر و واضح تر دراکران گذاشت.

اما ابعاد فاجعه ی بهسود خیلی گسترده تر از آنچه است که تاهنوز در رسانه ها بازتاب یافته است. به دلیل اینکه قربانیان خالص این فاجعه هزاره ها هستند کمتر مورد توجه رسانه ها وکارگزاران رسانه ی قرار گرفته اند. متاسفانه یکی از معضل بزرگی که مسیر تکامل وتوسعه ی تفکر ملی را درافغانستان به چالش گرفته است همین نگرش قومی نسبت به رخدادهای سیاسی می باشد که نمونه ی آن را دربرخود بافاجعه بهسود می بینیم. به زحمت کسی قبول میکند شعله های که زندگی مردم بهسود را به خاکستر می کشاند دود آن می تواند ازچشم دیگران هم آب بگیرد. درافغانستان همانگونه که سیاست وتعاملات سیاسی همیشه در بستر علایق قومی طرح وتدوین میشود، قضاوت وبازتاب یک رخداد سیاسی نیز دربستر گزاره های علایق قومی صورت میگیرد. به همین دلیل کمتر کسی قبول میکند که فرایند یک فاجعه دریک نطقه ی از افغانستان می تواند تاثیر مخرب برسرنوشت تمام لایه های جامعه داشته باشد. درفاجعه ی بهسود اگر چه قربانیان خالص آن هزاره ها می باشند وظاهرن به دیگران آسیبی نمی رسد ولی ازیک چشم انداز دیگر، امنیت وثبات سیاسی را فراتر از سرنوشت هزاره ها به چالش میگیرد. اما هنوز این این قضاوت درذهن خیلی ها اهلی نگردیده است که تمدید وتجویز کشتار هزاره ها دربهسود و گسترش ناامنی در مناطق هزاره نشین ثبات وامنیت را درتمام افغانستان برهم میزند.

عکس ها از سایت فرياد: يادداشت های يک روزنامه نگار افغان


گزارش تلویزيون لمر از آنچه در در بهسود می گذرد



اينجا را کليک کنيد و اين صفحه را به دوستان تان بفرستيد;

اينجا را کليک کنيد و کابل پرس را صفحه ی اصلی خود بسازيد

اگر عضو شبکه های اجتماعی زير هستید، شما می توانيد مطالب، عکس ها و يا کارتون های دلخواهتان در کابل پرس را با سایر اعضای اين شبکه ها به اشتراک بگذارید. برای به اشتراک گذاشتن مواد کابل پرس کافی ست که در صفحه ی همان مطلب، عکس و يا  کارتون، پيوند مربوط به هر شبکه را که عضو  آن هستید و در زير تصوير آن آمده دنبال کنيد

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 11:49  توسط م ح م  | 

آیت الله شیخ آصف محسنی متهم به فساد اخلاقی شد

آیت الله شیخ آصف محسنی متهم به فساد اخلاقی شد

سرانجام، موضوع قتل مرموز شهید مشتاق و ازواج اجباری خواهر مشتاق با آیت الله آصف محسنی در سن 14 سالگی، در رسانه‌ها درز کرد. تلویزیون امروز، شب گذشته، ساعت 7 شام، مصاحبه‌ای طولانی را با مسلم فهیمی روزنامه نگار مستقل انجام داد که در آن مسلم فهیمی از تمام جریانان‌های داخلی حزب حرکت اسلامی که آیت الله شیخ آصف محسنی رهبر آن بوده صحبت کرد. حرف‌های مسلم فهیمی را می‌تواند با شک و تردید مورد بررسی قرار داد اما تا آیت الله شیخ آصف محسنی داماد برکاته و سکینه والجمیرهه والمتهم باالفسادالاخلاقیه و العرفیه والشرعیه و انا لایفهم باالسان العربیهاندازه‌ای می‌شود باور کرد چون او خود یکی از متنفذینی در درون حزب حرکت بوده است. مسلم فهیمی حتی از زمانی یاد کرد که حزب وحدت اسلامی توسط شهید مزاری بنیان گزاری می‌شد و در آن زمان شیخ آصف محسنی مخالفتش را با این حزب اعلام کرد. به قول آقای فهیمی، در دوران جنگ‌های داخلی و مقاومت غرب کابل، آقای محسنی شهید مزاری را محارب خوانده است.

نکتهء جالبی را که خبرنگار تلویزیون امروز از آقای فهیمی پرسید این بود که تلویزیون تمدن و شخص آقای محسنی چرا در هفته‌های شهید، هیچ سهمی نمی‌گیرد. مثلا در هفت سال گذشته، ده‌ها بار از شهید مزاری، شهید احمدشاه مسعود و شهید عبدالحق تجلیل شده است اما آقای محسنی هرگز سهمی نگرفته است. آقای فهیمی در جواب گفت: "متاسفانه برای آقای محسنی، مطالبات خارجی بیشتر اهمیت دارد تا منافع ملی، برای او مهم این است که ایران و سفارت ایران در کابل چه دیکته می‌کند".

آقای فهیمی، در ضمن محسنی را متهم کرد که در دوران جنگ‌های داخلی، محسنی یکی از کسانی بوده که جنگ و فرهنگ خشونت را در جامعه هزاره ترویج کرده است. وی گفت، آقای محسنی، هرگز نمی‌خواست مردم هزاره یک پارچه باشند و به طرق مختلف کوشش می‌کرد هزاره‌ها درگیر باشند.

جالبتر از همه بخشی بود که خبرنگار در مورد قضیه شهید مشتاق و چگونگی قتل او پرسید، آقای فهیمی گفت: "شهید مشتاق خواهرش را به ایران می‌برد و در قم رهبرش آیت الله آصف محسنی را ملاقات می‌کند و از آقای محسنی خواهش می‌کند که خواهرش را دروس حوزه و مذهبی تدریس کند. بعد، شهید مشتاق، خودش به افغانستان به جبهه برمی‌گردد و بعد از مدتی از قضیه خواهرش باخبر می‌شود که آیت‌ الله محسنی خواهرش را به عقد خود درآورده است. او روانه ایران می‌شود و بعد با مشکل روبرو می‌شود و نمی‌تواند به ایران برسد اما وقتی باز می‌گردد و به جبهه می‌رسد، اینجاست که آیت الله محسنی به سید حسین انوری مخابره می‌کند که زنده ماندن مشتاق صلاح نیست. در آن زمان، شهید مشتاق در قالب نیروهای سید حسین انوری جنگ می کرده و گفته می‌شود که یکی از قوماندانان ارشد و بادرایت حزب حرکت آقای محسنی محسوب می‌شد. آقای سید حسین انوری بلافاصله عملیاتی از سیاه‌خاک تنظیم می‌کند اما این بار به تنهایی. بعد از ظهر آن روز، جسد شهید مشتاق به سیاه‌خاک انتقال می‌یابد و کسانی که جسد او را از نزدیک دیده‌اند گفته‌اند که مرمی از پشت بر او شلیک شده بود و همراهانش را نیز کشته بودند تا سرنخی از قتل وی به دست نیاید". جالبتر از همه اینکه آقای مسلم فهیمی می‌گفت تمام این مواردی را که ذکر می‌کند مستند است و حاضر است در یک مناظره با شیخ آصف محسنی اسناد را ارائه کند.

وظیفه ما چیست؟
حال، وقتی موضوع به این شفافیت مطرح می شود و وضعیت از این قرار است پس چه کار باید کرد؟ وظیفه دینی و اخروی هر مسلمان چیست؟ وظیفه یک انسانی که در چنین جامعه زندگی می‌کند چیست؟ براساس گفته‌های آقای فهیمی و در صورت ارائه اسناد و شواهد، مطمئنا آقای محسنی متهم به سوء اسفتاده از اطفال شده است چون بنا به برخی گفته‌ها، خواهر مشتاق سنش بیشتر از 14 سال نبوده و اگر این خبر دقیق باشد، ممکن است این لطمه بزرگی به حیثیت این روحانی شیعه افغانی وارد کند.

راه‌های برای به محاکمه کشاندن شیخ آصف
در صفحه انترنت، یک صفحه ایجاد کنید و فراخوان و اعلامیه‌ها صادر کنید از مردم بخواهید پتیشن امضاء کنند و بعد از انجام این پروسه تمام این موارد را همراه با اسناد دست داشته به سازمان‌های حقوق بشر همراه با یک اعتراض نامه ارسال کنید و شیخ آصف محسنی را به جرم سوء استفاده از اطفال معرفی کنید تا پرونده اش ایجاد شود و به دادگاه کشانیده شود. لازم به ذکر است که این موارد، تنها زمانی ممکن است که اسناد در رابطه به بهره‌کشی از اطفال توسط آقای محسنی وجود داشته باشد و در غیر آن ممکن است تیر شما به تاریکی بخورد.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 11:44  توسط م ح م  | 

اجنت‌ بودن‌ كریم‌ خلیلی‌

«راز» اجنت‌ بودن‌ كریم‌ خلیلی‌ وبرادران‌


نگارنده‌ای‌ در هفته‌ نامه‌ «كابل‌» (اول‌ اسد ۱۳۷۳) طی‌ سفری‌ كه‌ در اواخر حكومت‌ نجیب‌ به‌ تهران‌ داشته‌ و به‌ كمك‌ دوستش‌ در سفارت‌ افغانستان‌ مقیم‌ تهران‌، متوجه‌ شده‌ كه‌ سفارت‌ با رهبران‌ احزاب‌ و از آنجمله‌ كریم‌خلیلی‌ دارای‌ روابط‌ همیشگی‌ و صمیمانه‌ است‌ و برای‌ اثبات‌ موضوع‌ برای‌ خودش‌ همراه‌ با كارمند سفارت‌ به‌ دیدار كریم‌خلیلی‌ نایل‌ میشود و آنوقت‌ گویا حیرتش‌ به‌ اوج‌ می‌رسد كه‌ می‌بیند چگونه‌ «رهبران‌ جهادی‌» با سفارت‌ دولت‌ پوشالی‌ در اینچنین‌ رابطه‌ی‌ محكم‌ و نزدیك‌ بسر می‌برند.

این‌ تعجب‌ كودكانه‌ به‌ هر كسی‌ دست‌ می‌دهد اگر به‌ ماهیت‌ احزاب‌ و رهبرانی‌ وابسته‌ به‌ پاكستان‌، ایران‌ و عربستان‌ پی‌ نبرده‌ باشد، به‌ ماهیت‌ بنیادگرایی‌ پی‌ نبرده‌ باشد كه‌ عبارتست‌ از ارتجاع‌ سیاه‌ قرون‌ وسطایی‌ + وابستگی‌ به‌ كشورهای‌ دیگر + تروریزم‌ + فاشیزم‌ + انواع‌ جنایت‌، رذالت‌ و شرفباختگی‌.

آری‌، درست‌ همان‌ است‌ كه‌ «مصلحت‌ نیست‌ از پرده‌ بیرون‌ افتد راز». چرا كـه‌ «راز» همه‌ی‌ خیانتكاریها و تبهكاریهای‌ خلیلی‌ و سایر «برادران‌ جهادی‌» در شیوه‌ تفكر و سیاست‌ بنیادگرایی‌ است‌ تا وقتی‌ كسی‌ آنرا از ریشه‌ رسوا نكرده‌ و بر نه‌ كند، مسلماً می‌خواهد «راز» همیشه‌ مكتوم‌ و مقدس‌ بمانـد زیرا ایـن‌ رشته‌ ایست‌ كه‌ ناف‌ گلبدین‌ و ربانی‌ و خلیلی‌ و سیاف‌ و ... را با هم‌ همچون‌ برادران‌ تنی‌ و بطنی‌ در پیوندی‌ «جهادی‌» نگـه‌میدارد.

مگر نگارنده‌ مذكور از یاد می‌برد كه‌ وقتی‌ اربابان‌ كریم‌خلیلی‌ از نجیب‌اله‌خان‌ در مشهد پذیرایی‌ كنند، طبیعتاً زدوبند ها و دلالی‌ های‌ بعدی‌ بطور اتوماتیك‌ به‌ عهده‌ كوچك‌ نوكران‌ در «حزب‌ وحدت‌» قرار می‌گیرد؟

هفته‌ نامه‌ «كابل‌» كه‌ به‌ اقتضای‌ سگ‌جنگی‌ جاری‌ بین‌ «برادران‌ جهادی‌» وظیفه‌ دارد علیه‌ «برادران‌ قیادی‌، خلیلی‌ و مزاری‌» بنویسد، زمانی‌ كه‌ وطنفروشان‌ هشتگانه‌ یا نه‌گانه‌ باهم‌ كنار بیایند، چه‌ خواهد گفت‌. مردم‌ را به‌ قبول‌ آن‌ «اجنت‌ های‌ ناآشنا» بمثابه‌ «امیران‌ مشروع‌ و قانونی‌» فرا خواهد خواند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 11:42  توسط م ح م  |